ابن هیثم، در حالی که در زمره وسیع ترین منجمان عرب به اکانت نمی آید، البته اثر ها وی نماد میدهد که بر تکنیک های نجوم بطلمیوسی اشراف داشته میباشد. بعضی از این اثر ها او همینطور بضاعت وی در حل مسائلی که گزینه دقت منجمان عرب بوده، مانند انتخاب قبله (جهت نماز) را آشکار معلم خصوصی فیزیک در شیراز می نماید.
به لحاظ می رسد عیب گیری وی از سبکهای سیارهای بطلمیوسی(Ptolemaic planetary models)، همان طور که در فرضیههای Almagest و Planetary ارائه گردیده است، الهامنصیب تحقیقاتی باشد که باعث به جایگزینی آن ها شد.
این تاثیر نجومی دربین سالهای ۱۰۲۵ تا ۱۰۲۸ با تیتر «الشکوک الا بطلمیوس» ( Al-Shukūk alā Batlamyūs) نوشته شد و بعد از آن بهتیتر شبهاتی درباره بطلمیوس یا این که آپوریاس ترجمه شد. کتاب سبک حرکات هرمورد از هفت سیاره ابن هیثم که در سال ۱۰۳۸ نوشته شد، کتاب مهمی در قضیه نجوم بود. ورژن خطی بازمانده از این تاثیر جدیدا کشف گردیده است و بخش های بخش اعظمی از آن هنوز مفقود میباشد. اصلاحات وی کیهان شناسی را مستثنی میکرد، چون وی رسیدگی سیستماتیک حرکتی اجرام آسمانی را بسط اعطا کرد که به طور کاملً هندسی بود و این فرمان به نوبه خویش سبب به تحولات نوآورانه در هندسه در بعد ها خرد شد.
پروفسور جیم الخلیلی درباره ابن هیثم میگوید: زمانی که در خاورمیانه برای ایجاد کرد فیلمم مهاجرت می کردم، با متخصصی در دانش گاه اسکندریه مصر اظهار کردوگو کردم که به اینجانب پارهای از شغل های نو کشف گردیده ابن هیثم را در اخترشناسی آرم بخشید. به لحاظ می رسد وی آنچه را که امروز مکانیک سماوی نامیده میگردد و اصول جنبش مداری سیارات را توضیح می دهد، نهاد گذارده باشد؛ به عبارتی علمی که ابعاد بوسیله پژوهشگران غربی زیرا کوپرنیک، گالیله، کپلر و نیوتن ادامه پیدا کرد. این باورنکردنی میباشد که ما نو امروز به دِین دانش فیزیک به یک دانشمند مسلمان که هزار سال پیش میزیسته، پی میبریم.
ابن هیثم اولیه کسی میباشد که ذره میان را ابتکار عمل کرد که در غایت سبب به ابتکار عینک بوسیله راجر بیکن و تلسکوپ بوسیله گالیله که اثرها اورا پژوهش میکردند شد.
تصویر۸ - ابتکار تلسکوپ مرهون تلاشهای ابن هیثم در قضیه ذره دربین ها و عدسی ها میباشد.
ریاضی ها
تصویر۹- قضیه الهازن، عقیده ابن هیثم
ابن هیثم در ریاضی ها، بر طبق شغل های ریاضی اقلیدس و اثبات ابن قره پیش رفت و بعد از لینک و پیوند جبر به هندسه، مقاطع مخروطی، عقیده اعداد و هندسه تحلیلی را نظامبندی کرد. سهم وی در ریاضی ها وسیع بود. وی هندسه تحلیلی را با تولید لینک و پیوند فی مابین جبر و هندسه پیشرفت بخشید.
وی مکانیک جنبش یک جسم را بازرسی کرد و اولی کسی بود که معتقد بود یک جسم دائما جنبش می نماید مگر اینکه نیروی فرنگی آن را متوقف نماید یا این که جهت تکان آن را تغییر و تحول دهد. این عقیده به روش شگفت انگیزی مشابه ضابطه اولیه جنبش میباشد که قرون آنگاه بوسیله اسحاق نیوتن تعریف شد.
پژوهش ها وی دربارهی منعکس کننده ها (catoptrics) در کتاب پنجم از گروه کتاب اپتیک دربردارنده موضوع مهمی میباشد که تحت عنوان زمینه آلهازن (Alhazen’s problem) شناخته می گردد و مشتمل بر رسم خطوط از دو نقطه در برگه یک دایره میباشد که در نقطه ای از اطراف دایره به هم می رسند و زوایایی موازی با وضعیت معمولی در آن نقطه ساخت و ساز می نمایند و باعث به معادله جايگاه چهارم میگردد. این فرمان آخر و عاقبت سبب شد که ابن هیثم اولین فرمول را برای کل اقتدار های چهارم (sum of fourth powers) بدست آورد و با استعمال از یک ثابت اول بوسیله استقراء ریاضی، روشی را برای گزینش فرمول کلی برای تمام انتگرال ها تشکیل داد که برای توسعه و گسترش انتگرال ها قدمی مهم بود.
در واقع این زمینه در سال ۱۵۰ میلادی بوسیله بطلمیوس طرح گردیده بود و ابن هیثم اولیه کسی بود که آنرا بعداز قریب ۷ سده در مسیر پژوهش ها خویش بر روی جهت روشنایی در یک کره حل کرد. مورد از اینقرار میباشد که نوروفروغ را به کدام نقطه از سطح یک کره (یا این که دایره) پرتاب کنیم تا منعکس شدن آن (که طبق ضابطه منعکس شدن با زاویه معادل فیس می دهد) به نقطه متبوع ما واکنش نماید. این زمینه را در بیلیارد نیز طرح کردهاند که توپ را به کجا بزنیم تا منعکس شدن آن به توپ رقیب واکنش نماید.ابن هیثم برای حل زمینه ناچار شد به حل معادلات رتبه چهارم و ساخت نوعی اکانت انتگرال روی بیاورد. محاسبات ابن هیثم بقدری غامض و وقتگیر بودند که برای ادراک آنان مایحتاج شد یک سری سده سپس به امداد روشهایی که دکارت نوآوری کرد مجدد به آنها برگشت نمایند تا آنهارا بفهمند. رمز اجرا در ۱۹۶۵ میلادی جک الکین یک طریق ریاضی برای حل زمینه پیدا کرد.
ابن هیثم هندسه تحلیلی را با تولید لینک و پیوند میان جبر و هندسه بسط بخشید. ابن هیثم همینطور فرمولی برای توده ۱۰۰ عدد طبیعی اولیه کشف کرد. سهم وی در عقیده اعداد مشمول عقیده های او راجع به اعداد بدون نقص میباشد. ابن هیثم در آنالیز خویش اولین کسی بود که متوجه شد هر عدد بی نقص(perfect number) زوج به صورت ۲n-۱ (۲n-۱)میباشد که در آن ۲n-۱ عدداول میباشد، ولی وی نتوانست این فیض را با توفیق اثبات نماید و بعداً در قرن ۱۸ بوسیله اویلر اثبات شد. در تئوری اعداد، یکی بدون نقص، یکی درست مثبت میباشد که با تک تک مقسوم علیه های مثبت آن، فارغ از به حساب آوردن خویش عدد، موازی میباشد.
> او برای اول توشه معادلات کوشی-ریمان را در ریاضی ها مطرح کرد.
> ضابطه کتانژانتها اولیه توشه به وسیله ابن هیثم مطرح شد.
ابن هیثم، در حالی که در زمره وسیع ترین منجمان عرب به اکانت نمی آید، البته اثر ها وی نماد میدهد که بر تکنیک های نجوم بطلمیوسی اشراف داشته میباشد. بعضی از این اثر ها او همینطور بضاعت وی در حل مسائلی که گزینه دقت منجمان عرب بوده، مانند انتخاب قبله (جهت نماز) را آشکار معلم خصوصی فیزیک در شیراز می نماید.
به لحاظ می رسد عیب گیری وی از سبکهای سیارهای بطلمیوسی(Ptolemaic planetary models)، همان طور که در فرضیههای Almagest و Planetary ارائه گردیده است، الهامنصیب تحقیقاتی باشد که باعث به جایگزینی آن ها شد.
این تاثیر نجومی دربین سالهای ۱۰۲۵ تا ۱۰۲۸ با تیتر «الشکوک الا بطلمیوس» ( Al-Shukūk alā Batlamyūs) نوشته شد و بعد از آن بهتیتر شبهاتی درباره بطلمیوس یا این که آپوریاس ترجمه شد. کتاب سبک حرکات هرمورد از هفت سیاره ابن هیثم که در سال ۱۰۳۸ نوشته شد، کتاب مهمی در قضیه نجوم بود. ورژن خطی بازمانده از این تاثیر جدیدا کشف گردیده است و بخش های بخش اعظمی از آن هنوز مفقود میباشد. اصلاحات وی کیهان شناسی را مستثنی میکرد، چون وی رسیدگی سیستماتیک حرکتی اجرام آسمانی را بسط اعطا کرد که به طور کاملً هندسی بود و این فرمان به نوبه خویش سبب به تحولات نوآورانه در هندسه در بعد ها خرد شد.
پروفسور جیم الخلیلی درباره ابن هیثم میگوید: زمانی که در خاورمیانه برای ایجاد کرد فیلمم مهاجرت می کردم، با متخصصی در دانش گاه اسکندریه مصر اظهار کردوگو کردم که به اینجانب پارهای از شغل های نو کشف گردیده ابن هیثم را در اخترشناسی آرم بخشید. به لحاظ می رسد وی آنچه را که امروز مکانیک سماوی نامیده میگردد و اصول جنبش مداری سیارات را توضیح می دهد، نهاد گذارده باشد؛ به عبارتی علمی که ابعاد بوسیله پژوهشگران غربی زیرا کوپرنیک، گالیله، کپلر و نیوتن ادامه پیدا کرد. این باورنکردنی میباشد که ما نو امروز به دِین دانش فیزیک به یک دانشمند مسلمان که هزار سال پیش میزیسته، پی میبریم.
ابن هیثم اولیه کسی میباشد که ذره میان را ابتکار عمل کرد که در غایت سبب به ابتکار عینک بوسیله راجر بیکن و تلسکوپ بوسیله گالیله که اثرها اورا پژوهش میکردند شد.
تصویر۸ - ابتکار تلسکوپ مرهون تلاشهای ابن هیثم در قضیه ذره دربین ها و عدسی ها میباشد.
ریاضی ها
تصویر۹- قضیه الهازن، عقیده ابن هیثم
ابن هیثم در ریاضی ها، بر طبق شغل های ریاضی اقلیدس و اثبات ابن قره پیش رفت و بعد از لینک و پیوند جبر به هندسه، مقاطع مخروطی، عقیده اعداد و هندسه تحلیلی را نظامبندی کرد. سهم وی در ریاضی ها وسیع بود. وی هندسه تحلیلی را با تولید لینک و پیوند فی مابین جبر و هندسه پیشرفت بخشید.
وی مکانیک جنبش یک جسم را بازرسی کرد و اولی کسی بود که معتقد بود یک جسم دائما جنبش می نماید مگر اینکه نیروی فرنگی آن را متوقف نماید یا این که جهت تکان آن را تغییر و تحول دهد. این عقیده به روش شگفت انگیزی مشابه ضابطه اولیه جنبش میباشد که قرون آنگاه بوسیله اسحاق نیوتن تعریف شد.
پژوهش ها وی دربارهی منعکس کننده ها (catoptrics) در کتاب پنجم از گروه کتاب اپتیک دربردارنده موضوع مهمی میباشد که تحت عنوان زمینه آلهازن (Alhazen’s problem) شناخته می گردد و مشتمل بر رسم خطوط از دو نقطه در برگه یک دایره میباشد که در نقطه ای از اطراف دایره به هم می رسند و زوایایی موازی با وضعیت معمولی در آن نقطه ساخت و ساز می نمایند و باعث به معادله جايگاه چهارم میگردد. این فرمان آخر و عاقبت سبب شد که ابن هیثم اولین فرمول را برای کل اقتدار های چهارم (sum of fourth powers) بدست آورد و با استعمال از یک ثابت اول بوسیله استقراء ریاضی، روشی را برای گزینش فرمول کلی برای تمام انتگرال ها تشکیل داد که برای توسعه و گسترش انتگرال ها قدمی مهم بود.
در واقع این زمینه در سال ۱۵۰ میلادی بوسیله بطلمیوس طرح گردیده بود و ابن هیثم اولیه کسی بود که آنرا بعداز قریب ۷ سده در مسیر پژوهش ها خویش بر روی جهت روشنایی در یک کره حل کرد. مورد از اینقرار میباشد که نوروفروغ را به کدام نقطه از سطح یک کره (یا این که دایره) پرتاب کنیم تا منعکس شدن آن (که طبق ضابطه منعکس شدن با زاویه معادل فیس می دهد) به نقطه متبوع ما واکنش نماید. این زمینه را در بیلیارد نیز طرح کردهاند که توپ را به کجا بزنیم تا منعکس شدن آن به توپ رقیب واکنش نماید.ابن هیثم برای حل زمینه ناچار شد به حل معادلات رتبه چهارم و ساخت نوعی اکانت انتگرال روی بیاورد. محاسبات ابن هیثم بقدری غامض و وقتگیر بودند که برای ادراک آنان مایحتاج شد یک سری سده سپس به امداد روشهایی که دکارت نوآوری کرد مجدد به آنها برگشت نمایند تا آنهارا بفهمند. رمز اجرا در ۱۹۶۵ میلادی جک الکین یک طریق ریاضی برای حل زمینه پیدا کرد.
ابن هیثم هندسه تحلیلی را با تولید لینک و پیوند میان جبر و هندسه بسط بخشید. ابن هیثم همینطور فرمولی برای توده ۱۰۰ عدد طبیعی اولیه کشف کرد. سهم وی در عقیده اعداد مشمول عقیده های او راجع به اعداد بدون نقص میباشد. ابن هیثم در آنالیز خویش اولین کسی بود که متوجه شد هر عدد بی نقص(perfect number) زوج به صورت ۲n-۱ (۲n-۱)میباشد که در آن ۲n-۱ عدداول میباشد، ولی وی نتوانست این فیض را با توفیق اثبات نماید و بعداً در قرن ۱۸ بوسیله اویلر اثبات شد. در تئوری اعداد، یکی بدون نقص، یکی درست مثبت میباشد که با تک تک مقسوم علیه های مثبت آن، فارغ از به حساب آوردن خویش عدد، موازی میباشد.
> او برای اول توشه معادلات کوشی-ریمان را در ریاضی ها مطرح کرد.
> ضابطه کتانژانتها اولیه توشه به وسیله ابن هیثم مطرح شد.

مانند پایداری، راندمان، اتلاف و تعادل منجر میگردد